تبلیغات
Hate Us - Moonspell - Extinct
Hate Us
 Moonspell - Extinct
سلام
نوشتار امروز از آخرین آلبوم گروه مونسپل به نام Extinct است.
آلبومی بی نظیر که از نظر من ترکیبی از تمامی آلبوم های گذشته آنهاست.حتی هر آهنگ حال و هوای یک آلبوم را دارد. به عنوان مثال Medusalem گویی برای آلبوم Irreligious است ، ADying Breed برای آلبوم The Antidote یا  Extinctبرای Night Eternal و La Baphomette گویی از تک آلبوم گروه دومشان Daemonarch جا مانده.
موسیقی آنها پخته تر و دلربا تر شده ، سولوها طولانی و ملودیک تر از آلبوم پیشین و آنچه مشهود است پر رنگ شدن نقش کیبورد در فضا سازی ها و حتی تک نوازی هاست.تکلیف ما ایرانی ها که با ترک اول مشخص می شود ; عاشق رگه های شرقی در اتمسفر آهنگ و ملودی جنون آمیزی که در یک دقیقه پایانی آهنگ به اوج خود می رسد خواهیم شد.
آلبوم 10 آهنگ دارد و نسخه ویژه آن 4 آهنگ هدیه هم دارد که هر کدام تنظیمی متفاوت از آهنگ هایست که در آلبوم آنها را می شنویم و البته با تغییر کوچک در اسامی آهنگ های اصلی.به عنوان مثال  Domina و Doomina یا The Last Of Us و Last Of Them.
کاور آلبوم مثل دو آلبوم پیشین کار Seth siro anton است.
------------------
تصمیم دارم از دو آهنگ این آلبوم به نام های Medusalem  و Malignia بنویسم.
گرچه مونسپل هرگز خود را تکرار نکرده و نخواهد کرد اما مونسپل کلاسیک ، مونسپلیست که در Medusalem می شنویم - Opium را به خاطر بیاورید.
اصلا شاید تنها ایراد مونسپل این باشد که هیچ آلبومش شبیه دیگری نیست ، من مونسپل آلبوم 1998 را می پرستم اما می دانم دیگر مانند این آلبوم نخواهم شنید The Future Is Dark کمی رنگ و بوی آن البوم را دارد اما نه! مونسپل هرگز خود را تکرار نمی کند.
Medusalem ترک سوم این آلبوم است.آهنگی که پر از المنت های تاریخ شرق که برای تمام طرفداران ایرانی مونسپل یک سوارپرایز ویژه نیز دارد .در میانه های آهنگ صدای ماه افسون را میشنویم که به زبان فارسی می خواند: سرزمین شیر و عسل ، سرزمین غم و درد ،شن هایی طلایی سرخ شده به رنگ خون ، ما می رهانیم شما را قفل و زنجیر" 
پیش از خواندن شعر و ترجمه آن شاید بد نباشد به چند نکته اشاره کنم:

* نام آهنگ گویی ترکیب دو نام medusa و Jerusalem است: 
medusa یکی از دیوگان مونث در اساطیر یونان باستان ، هیولایی با بدن زن که موهایش مار بود و بالهایی برای پرواز داشت.مدوسا در ادبیات شخصیتی شناخته شده و به نوعی نقطه مقابل عاشقانه های ایده آلیستیک است زیرا ابتدا زنی بسیارزیبا رو بود که پس از نافرمانی ، آتنا او را  به صورت زنی کریه در آورد و چون مدوسا دوست نداشت کسی به چشمانش خیره شود هر که در چشمان او نگاه می کرد به سنگ مسخ می گردانید.مدوسا زنی مغرور و عشق ستیز بود که تصویرش از کاور آلبوم های متال تا نماد شرکت عطر و لباس ورساچی را در برمیگیرد.مدوسا بر خلاف دو خواهرش میرا بود زیرا از ابتدا گورگون نبوده و در پایان نیز پرسئوس سر او را از بدنش جدا کرد.
Jerusalem: اورشلیم یا همان بیت المقدس ، سرزمین شیر و عسل ، شهری کوچک در غرب خاور میانه (محل مناقشه اسرائیل و فلسطین) که برای پیروان هر سه دین پر پیرو (مسلمانان ، مسیحیان و یهودیان) شهری مقدس است.قسمت اصلی اورشلیم به شهر قدیمی معروف است دارای سه محله است که اداره هر کدام با اکثریت مسلمان ، مسیحی یا یهودی ساکن آن منطقه است.
ترکیب نام مدوسا که زنی ترسناک و بی رحم است با شهری که در ادیان ابراهیمی مقدس است خود بیانگر نگاه گروه به مقوله ادیان است اما آنچه قابل توجه است میزان طرفداران این گروه در همین حوزه خاورمیانه است.مونسپل در این منطقه نا آرام بیشترین طرفداران را در ایران ، ترکیه و اسرائیل دارد و جز کشور ما در اکثر شهرهای بزرگ دو کشور اجرای زنده داشته است.

* در ادامه شعر اشاره ایی به حشاشین (ریشه اصلی کلمه assassin) می شود.شاعر می گوید در آماده حمله ایی کشنده است.
دراصل حشاشین ، فداییانی رزم آور ، پیرو فرقه اسماعیلیه و جزو نیروهای تحت امر حسن صباح در قلعه الموت در شهر قزوین است.حسن صباح مردی آشنا به علوم بود و نیروهایش را با سازماندهی فوق العاده 

ایی مدیریت می کرد.حشاشون عده ایی از رزم آموران خاص او بودند که برای قتل مخالفین آموزش دیده بود.آنگونه که من شنیده ام آنها خاجه بودند و پیش از شروع عملیاتشان حشیش مصرف می کردند.قول های بسیار و افسانه های بسیاری پیرامون ایشان وجود دارد و همه ما نیز بازی Assasin's Creed که به نوعی همان داستان را روایت میکند را بازی کرده ایم.من آخرین بار سه سال پیش به این  قلعه رفتم که در حال بازسازی بود.حقیقتا دیدنی و مرموزست.
برای دوستانی که به مطالعه بیشتردر این مورد علاقمندند توصیه می کنم حتما کتاب "خدای الموت" نوشته پل آمیر را مطالعه بفرمایند. 

*در قسمتی دیگر از شعرمی شنویم که بگذار در کنارMorgana باشم.Morgana همان مرجانه یا مرجان است.داستان علی‌بابا و چهل دزد بغداد را از مجموعه داستان‌ های هزار و یک شب را به خاطر بیاورید.مرجانه نام آن دختر برده ایی بود که با هوش و ذکاوت خود بارها جان علی بابا را نجات داد و در پایان نیز علی بابا او را به همسری فرزندش انتخاب کرد.گرچه نقل هایی نیز هست که وی زنی زناکار بود و عبیدالله بن زیاد از فرزندان وی است که "ابن مرجانه" مشهور است.شخصا اطلاعات قابل استنادی در این زمینه ندارم.خوشحال میشم اگر اطلاعاتی در این زمینه دارید با من هم شریک شوید.

* در جای دیگری از شعر ، شاعر این نقطه از زمین را سرزمین قابیل می نامد.با توجه به داستان ها ، آدم و حوا پس از هبوط در سزمین مکه فعلی زندگی می کنند و فرزندانشان نیز متعلق به همین سرزمین هستند.قابیل آنگونه که می گویند برادرش هابیل را بر سر ازدواج با خواهرشان می کشد.قبر هابیل در جایی در سوریه فعلی زیارتگاه است اما قابیل در همان حد شایعه نیز مشخص نیست کجا دفن شده است.

* در جایی دیگر می گوید:"سوزنی را از میان چشمان شتری بگذرانید" که شاعر یک بازی با حروف با جمله ایی از مسیح که کرده می گوید: شتر را راحت تر می توان از سوراخ یک سوزن (در انگلیسی سوراخ سوزن را چشم سوزن می گویند) گذراند تا شما مردم متنول را بر سرزمین خدا وارد کرد.

Medusalem

Two white feathers sewn on the angel black
 دو بال سپید بر شانه های فرشته مشکین دوخته شده
Be mine just for another thousand nights
از آن من باش ، تنها برای هزاران شب دیگر
Or leave me to rot to the gods of the sun
یا مرا به حال خودم بگذار تا در میان خدایان خورشید بپوسم
Just for a thousand lives
برای هزاران بار زندگی
Two white feathers sewn to the the angel's back
دو بال سپید بر پشت فرشته دوخته شده
In Medusalem
در شهر مدوسا

Drive a needle through the camel's eye
سوزنی را از درون چشم شتر عبور بده
The heart is a ticking time bomb
قلب(م) یک بمب ساعتی در حال شمارش است
Ready to explode
آماده برای انفجار (یا مرا ببر)
Or leave me to smoke with the assassins tonight
یا بگذار امشب را در کنار قاتلان بگذرانم
Together we ride
با هم می رانیم
Two white feathers sewn to the the angel's back
دو بال سپید بر پشت فرشته دوخته شده

It's the land of honey
این سرزمین عسل است
The land of pain
سرزمین غم و درد
The city falls under its weight
شهری که زیر بار خودش سقوط می کند
The golden sands were painted red
شن هایی طلایی که با خون خزاب شده اند
And we shall free you from your chains
باشد که ما تو را از جنگال زنجیرها برهانیم

Two white feathers sewn on the angel black
 دو بال سپید بر شانه های فرشته مشکین دوخته شده
Just open the gates, let there be light!
درواره ها بگشای ، بگذار نور وارد شود
Or leave me to be with Morgana tonight
یا بگذار امشب را در کنار مرجانه بگذرانم
To the land of Cain, come together, we'll ride
بر سرزمین قابیل ، به کنارم بیا ، با هم خواهیم راند
Two more feathers sewn to the the angel's back
دو بال دیگر بر شانه های فرشته دوخته شد

It's the land of honey, the land of pain
این شهر عسل است ، شهر درد و رنج
The city walls give in to faith
دیوار های شهر خود را تسلیم اعتقادات کرده اند
The golden sands were painted red
شن های طلایی با خون خضاب شده اند
And we shall free you from your chains
و باشد که ما تو را از رنجیرهایت برهانیم
_____________________
از نگاه من Malignia به نوعی دنباله آهنگ Medusalem است.
نام این اهنگ از ریشه کلمه Malign  به معنای "به دنیا آمده برای بد بودن" است.این بار داستان سرنوشت مردی که عاشق مدوسا شده.

Malignia

The quick spider weaving
عنکبوت می تند سریع
Keeping the web alive and well
تا دامش تازه و آماده باشد
Like the black widow male
برای چون تو زهرآگین ترین عنکبوت ، جنس نر
Just another victim
تنها یک قربانی دیگرست
To a love so rare
تا عشقی کمیاب را تجربه کند

I saw no light in your eyes
در چشمان تو هیچ نوری ندیدم
I know that others have tried
می دانستم دیگران هم امتحان کرده بودند


I count the snakes in your hair
من مارهای میان موهایت را شمردم
Growing stronger with every breath
که با هر نفس کشیدنت بیشتر رشد می کردند
I will be the one who waits
من همانی خواهم شد که صبر خواهد کرد
Picking up the pieces until
و تکه ها(یش) را جمع می کند تا
You come again
تو بازگردی

I saw no light in your eyes
در چشمان تو هیچ نوری ندیدم
I know that others have tried
می دانستم دیگران هم امتحان کرده بودند
I heard your tears sold like gold
گفته بودند اشک های تو را مانند طلا است
One more of your lies unfold
این هم دروغی از دروغهای بسیار بود

I thought I was the one!
(اما) من فکر کردم من نیمه گم شده ات هستم
But you turned me into stone!
اما تو مرا (هم) سنگ کردی
And when you look back at people
و هنگامی که دوباره به کسانی که به چشمانت خیره شدند نگاه می کنی
You turn them into dust
آنها را به خاکستر بدل می کنی

I thought was the one!
من فکر کردم من نیمه گم شده ات هستم
------------------
کاش برگردان ها کم ابراد باشد و شما عزیزانم در تصحیح آن به من کمک کنید.

در فکر یک گروه یا کانال تلگرامی ام.نظر شما چیست؟

کامکار باشید و رها.

نظر نظر دوستان