تبلیغات
Hate Us
Hate Us
 کانال تلگرام
سلام

دوستان نازنینم کانال تلگرامی این وبلاگ هم به مدد دستان توانمند دانشمندان ایرانی راه اندازی شد.منت بر سر حقیر بگذرید و عضو شوید:


منتظرتون هستم.

نظر نظر دوستان

 Moonspell - Extinct
سلام
نوشتار امروز از آخرین آلبوم گروه مونسپل به نام Extinct است.
آلبومی بی نظیر که از نظر من ترکیبی از تمامی آلبوم های گذشته آنهاست.حتی هر آهنگ حال و هوای یک آلبوم را دارد. به عنوان مثال Medusalem گویی برای آلبوم Irreligious است ، ADying Breed برای آلبوم The Antidote یا  Extinctبرای Night Eternal و La Baphomette گویی از تک آلبوم گروه دومشان Daemonarch جا مانده.
موسیقی آنها پخته تر و دلربا تر شده ، سولوها طولانی و ملودیک تر از آلبوم پیشین و آنچه مشهود است پر رنگ شدن نقش کیبورد در فضا سازی ها و حتی تک نوازی هاست.تکلیف ما ایرانی ها که با ترک اول مشخص می شود ; عاشق رگه های شرقی در اتمسفر آهنگ و ملودی جنون آمیزی که در یک دقیقه پایانی آهنگ به اوج خود می رسد خواهیم شد.
آلبوم 10 آهنگ دارد و نسخه ویژه آن 4 آهنگ هدیه هم دارد که هر کدام تنظیمی متفاوت از آهنگ هایست که در آلبوم آنها را می شنویم و البته با تغییر کوچک در اسامی آهنگ های اصلی.به عنوان مثال  Domina و Doomina یا The Last Of Us و Last Of Them.
کاور آلبوم مثل دو آلبوم پیشین کار Seth siro anton است.
------------------
تصمیم دارم از دو آهنگ این آلبوم به نام های Medusalem  و Malignia بنویسم.
گرچه مونسپل هرگز خود را تکرار نکرده و نخواهد کرد اما مونسپل کلاسیک ، مونسپلیست که در Medusalem می شنویم - Opium را به خاطر بیاورید.
اصلا شاید تنها ایراد مونسپل این باشد که هیچ آلبومش شبیه دیگری نیست ، من مونسپل آلبوم 1998 را می پرستم اما می دانم دیگر مانند این آلبوم نخواهم شنید The Future Is Dark کمی رنگ و بوی آن البوم را دارد اما نه! مونسپل هرگز خود را تکرار نمی کند.
Medusalem ترک سوم این آلبوم است.آهنگی که پر از المنت های تاریخ شرق که برای تمام طرفداران ایرانی مونسپل یک سوارپرایز ویژه نیز دارد .در میانه های آهنگ صدای ماه افسون را میشنویم که به زبان فارسی می خواند: سرزمین شیر و عسل ، سرزمین غم و درد ،شن هایی طلایی سرخ شده به رنگ خون ، ما می رهانیم شما را قفل و زنجیر" 
پیش از خواندن شعر و ترجمه آن شاید بد نباشد به چند نکته اشاره کنم:

* نام آهنگ گویی ترکیب دو نام medusa و Jerusalem است: 
medusa یکی از دیوگان مونث در اساطیر یونان باستان ، هیولایی با بدن زن که موهایش مار بود و بالهایی برای پرواز داشت.مدوسا در ادبیات شخصیتی شناخته شده و به نوعی نقطه مقابل عاشقانه های ایده آلیستیک است زیرا ابتدا زنی بسیارزیبا رو بود که پس از نافرمانی ، آتنا او را  به صورت زنی کریه در آورد و چون مدوسا دوست نداشت کسی به چشمانش خیره شود هر که در چشمان او نگاه می کرد به سنگ مسخ می گردانید.مدوسا زنی مغرور و عشق ستیز بود که تصویرش از کاور آلبوم های متال تا نماد شرکت عطر و لباس ورساچی را در برمیگیرد.مدوسا بر خلاف دو خواهرش میرا بود زیرا از ابتدا گورگون نبوده و در پایان نیز پرسئوس سر او را از بدنش جدا کرد.
Jerusalem: اورشلیم یا همان بیت المقدس ، سرزمین شیر و عسل ، شهری کوچک در غرب خاور میانه (محل مناقشه اسرائیل و فلسطین) که برای پیروان هر سه دین پر پیرو (مسلمانان ، مسیحیان و یهودیان) شهری مقدس است.قسمت اصلی اورشلیم به شهر قدیمی معروف است دارای سه محله است که اداره هر کدام با اکثریت مسلمان ، مسیحی یا یهودی ساکن آن منطقه است.
ترکیب نام مدوسا که زنی ترسناک و بی رحم است با شهری که در ادیان ابراهیمی مقدس است خود بیانگر نگاه گروه به مقوله ادیان است اما آنچه قابل توجه است میزان طرفداران این گروه در همین حوزه خاورمیانه است.مونسپل در این منطقه نا آرام بیشترین طرفداران را در ایران ، ترکیه و اسرائیل دارد و جز کشور ما در اکثر شهرهای بزرگ دو کشور اجرای زنده داشته است.

* در ادامه شعر اشاره ایی به حشاشین (ریشه اصلی کلمه assassin) می شود.شاعر می گوید در آماده حمله ایی کشنده است.
دراصل حشاشین ، فداییانی رزم آور ، پیرو فرقه اسماعیلیه و جزو نیروهای تحت امر حسن صباح در قلعه الموت در شهر قزوین است.حسن صباح مردی آشنا به علوم بود و نیروهایش را با سازماندهی فوق العاده 

ایی مدیریت می کرد.حشاشون عده ایی از رزم آموران خاص او بودند که برای قتل مخالفین آموزش دیده بود.آنگونه که من شنیده ام آنها خاجه بودند و پیش از شروع عملیاتشان حشیش مصرف می کردند.قول های بسیار و افسانه های بسیاری پیرامون ایشان وجود دارد و همه ما نیز بازی Assasin's Creed که به نوعی همان داستان را روایت میکند را بازی کرده ایم.من آخرین بار سه سال پیش به این  قلعه رفتم که در حال بازسازی بود.حقیقتا دیدنی و مرموزست.
برای دوستانی که به مطالعه بیشتردر این مورد علاقمندند توصیه می کنم حتما کتاب "خدای الموت" نوشته پل آمیر را مطالعه بفرمایند. 

*در قسمتی دیگر از شعرمی شنویم که بگذار در کنارMorgana باشم.Morgana همان مرجانه یا مرجان است.داستان علی‌بابا و چهل دزد بغداد را از مجموعه داستان‌ های هزار و یک شب را به خاطر بیاورید.مرجانه نام آن دختر برده ایی بود که با هوش و ذکاوت خود بارها جان علی بابا را نجات داد و در پایان نیز علی بابا او را به همسری فرزندش انتخاب کرد.گرچه نقل هایی نیز هست که وی زنی زناکار بود و عبیدالله بن زیاد از فرزندان وی است که "ابن مرجانه" مشهور است.شخصا اطلاعات قابل استنادی در این زمینه ندارم.خوشحال میشم اگر اطلاعاتی در این زمینه دارید با من هم شریک شوید.

* در جای دیگری از شعر ، شاعر این نقطه از زمین را سرزمین قابیل می نامد.با توجه به داستان ها ، آدم و حوا پس از هبوط در سزمین مکه فعلی زندگی می کنند و فرزندانشان نیز متعلق به همین سرزمین هستند.قابیل آنگونه که می گویند برادرش هابیل را بر سر ازدواج با خواهرشان می کشد.قبر هابیل در جایی در سوریه فعلی زیارتگاه است اما قابیل در همان حد شایعه نیز مشخص نیست کجا دفن شده است.

* در جایی دیگر می گوید:"سوزنی را از میان چشمان شتری بگذرانید" که شاعر یک بازی با حروف با جمله ایی از مسیح که کرده می گوید: شتر را راحت تر می توان از سوراخ یک سوزن (در انگلیسی سوراخ سوزن را چشم سوزن می گویند) گذراند تا شما مردم متنول را بر سرزمین خدا وارد کرد.

Medusalem

Two white feathers sewn on the angel black
 دو بال سپید بر شانه های فرشته مشکین دوخته شده
Be mine just for another thousand nights
از آن من باش ، تنها برای هزاران شب دیگر
Or leave me to rot to the gods of the sun
یا مرا به حال خودم بگذار تا در میان خدایان خورشید بپوسم
Just for a thousand lives
برای هزاران بار زندگی
Two white feathers sewn to the the angel's back
دو بال سپید بر پشت فرشته دوخته شده
In Medusalem
در شهر مدوسا

Drive a needle through the camel's eye
سوزنی را از درون چشم شتر عبور بده
The heart is a ticking time bomb
قلب(م) یک بمب ساعتی در حال شمارش است
Ready to explode
آماده برای انفجار (یا مرا ببر)
Or leave me to smoke with the assassins tonight
یا بگذار امشب را در کنار قاتلان بگذرانم
Together we ride
با هم می رانیم
Two white feathers sewn to the the angel's back
دو بال سپید بر پشت فرشته دوخته شده

It's the land of honey
این سرزمین عسل است
The land of pain
سرزمین غم و درد
The city falls under its weight
شهری که زیر بار خودش سقوط می کند
The golden sands were painted red
شن هایی طلایی که با خون خزاب شده اند
And we shall free you from your chains
باشد که ما تو را از جنگال زنجیرها برهانیم

Two white feathers sewn on the angel black
 دو بال سپید بر شانه های فرشته مشکین دوخته شده
Just open the gates, let there be light!
درواره ها بگشای ، بگذار نور وارد شود
Or leave me to be with Morgana tonight
یا بگذار امشب را در کنار مرجانه بگذرانم
To the land of Cain, come together, we'll ride
بر سرزمین قابیل ، به کنارم بیا ، با هم خواهیم راند
Two more feathers sewn to the the angel's back
دو بال دیگر بر شانه های فرشته دوخته شد

It's the land of honey, the land of pain
این شهر عسل است ، شهر درد و رنج
The city walls give in to faith
دیوار های شهر خود را تسلیم اعتقادات کرده اند
The golden sands were painted red
شن های طلایی با خون خضاب شده اند
And we shall free you from your chains
و باشد که ما تو را از رنجیرهایت برهانیم
_____________________
از نگاه من Malignia به نوعی دنباله آهنگ Medusalem است.
نام این اهنگ از ریشه کلمه Malign  به معنای "به دنیا آمده برای بد بودن" است.این بار داستان سرنوشت مردی که عاشق مدوسا شده.

Malignia

The quick spider weaving
عنکبوت می تند سریع
Keeping the web alive and well
تا دامش تازه و آماده باشد
Like the black widow male
برای چون تو زهرآگین ترین عنکبوت ، جنس نر
Just another victim
تنها یک قربانی دیگرست
To a love so rare
تا عشقی کمیاب را تجربه کند

I saw no light in your eyes
در چشمان تو هیچ نوری ندیدم
I know that others have tried
می دانستم دیگران هم امتحان کرده بودند


I count the snakes in your hair
من مارهای میان موهایت را شمردم
Growing stronger with every breath
که با هر نفس کشیدنت بیشتر رشد می کردند
I will be the one who waits
من همانی خواهم شد که صبر خواهد کرد
Picking up the pieces until
و تکه ها(یش) را جمع می کند تا
You come again
تو بازگردی

I saw no light in your eyes
در چشمان تو هیچ نوری ندیدم
I know that others have tried
می دانستم دیگران هم امتحان کرده بودند
I heard your tears sold like gold
گفته بودند اشک های تو را مانند طلا است
One more of your lies unfold
این هم دروغی از دروغهای بسیار بود

I thought I was the one!
(اما) من فکر کردم من نیمه گم شده ات هستم
But you turned me into stone!
اما تو مرا (هم) سنگ کردی
And when you look back at people
و هنگامی که دوباره به کسانی که به چشمانت خیره شدند نگاه می کنی
You turn them into dust
آنها را به خاکستر بدل می کنی

I thought was the one!
من فکر کردم من نیمه گم شده ات هستم
------------------
کاش برگردان ها کم ابراد باشد و شما عزیزانم در تصحیح آن به من کمک کنید.

در فکر یک گروه یا کانال تلگرامی ام.نظر شما چیست؟

کامکار باشید و رها.

نظر نظر دوستان

 10 سال گذشت
زمان مانند یک موسیقی زیبا می گذرد...
10 سال پیش در چنین روزهایی بود که وبلاگ hateme.mihanblog.com را ثبت کردم و با سواد آن روزهایم نوشتم از هر چه می پسندیدم.نوشته ها پر از ایراد بود اما مگر می شد جلویم را گرفت؟ دانسته و ندانسته باید "معنی اشعار متال" همیشه به روز باشد.خواه از اوریل لاوین خواه از بلک سبث.مهم نوشتن بود و آن جمعی که کم کم در حال شکل گیری بود.دوستانی که با هم شروع کرده بودیم.هر کسی به قد کاسه دانشش و به وسعت سرعت نتش می نوشت و آپلود می کرد.
و صد هزار حاشا از آن "بحث های روشن فکری تو چت" ، از آن سبک شناسی های بی قواره و کامنت های طویل که نشان از فهمیدگی بود.
ترجمه ها دست و پا شکسته اما عاشقانه نوشته می شد تا چند سال بعد که مدتی را در خلأ زندگی می کردم و هنگامی که پس از ماه ها به وبلاگ سر زدم دیدم که هنوز عده ایی قلیل اما شایسته پرستیدن در انتظار به روز شدن دوباره وبلاگ هستند.آنقدر زیبا بود در آن روزهای افسردگی خواندن آن نظرها ، همان روز شروع کردم به نوشتنن از Draconian ، گروهی که با حال آن روزهایم  شنیدنش لذت جنون آمیزی داشت و در پایان متن از دوستانی که داشتم خواستم دیگر منتظر به روز شدن این وبلاگ نباشند که این آخرین نوشته ایست که می نویسم.
لطف عزیزانم باز شامل حال من بود و خواسته بودند تصمیمم را عوض کنم اما حقیقتا مدت ها نه تنها برای آن وبلاگ که حتی یادداشت روزانه هم ننوشتم.مانند کشیدن ناخن روز تخته سیاه از خواندن و نوشتن مشمئز می شدم.از اینترنت ، از تلویزیون و اخبار ، از فوتو مدل بودن هر کسی که سینه داشت.موسیقی آهنین هم شده بود دستاویز مخ زنی ، خیابان ها پر شده بود از پسرانی با موهای بلند ، ریش متالبازی ، تیشرت متالیکا ، زنجیرهای آویزان و دختران تازه بالغی که با مانتوی دبیرستان و لاک مشکی آمده بودند شماره را به گولاخ ترین متالباز آن جمع بدهند و ...
خلاصه بگویم ، همه چیز آزاردهنده بود آن روزها ، حداقل برای انسان معمولی ای مثل من.در زندگی شخصیم انسان ها به چشمانم زل می زدند و دروغ می گفتند دیگر چه توقعی می شد داشت از کسی که با تو چت می کند؟ دنیای مجازی زجری شده بود که تحملش را نداشتم.
گرچه عطش این موسیقی آن چنان مرا درونش می کشد که شاید ساعت ها دیوانه وار یک آهنگ را بشونم و افسوس بخورم که شعرش را نمی فهمم که بخواهم از آن برای دوستانم هم بنویسم اما قید همه را زدم و مودم را برای 2 سال خاموش کردم و گرچه تنهایی ویرانگر است اما در زندگی شخصیم هم به یک پالایش احتیاج بود و باید نمی بودم.
بعد از این مدت بود که شرایط روحیم بهتر شد و هر از چند گاهی سری به صفحه فیسبوکم می زدم تا شخص نازنینی به من پیام داد و ساعت ها از خاطراتی که از وبلاگ تعطیل شده داشت را برایم گفت و به زیبایی لبخند یک نوزاد قسم آرشیو مطالبی را برایم فرستاد که نه تنها خودم آنها را نداشتم که بسیاری از آنها را فراموش کرده بودم.خواندنشان مخلوطی از شادی و خجالت را درونم هم می زد.شادی از اینکه این دوست این نوشته را نگه داشته و خجالت که چقدر متن ها پر از ایراد و تفسیرها دری وری است.
آن دوست از من خواست از Apocalyptica بنویسم و من هم پس از مدت ها نوشتم.اما نیت آن را نداشتم که آن را در وبلاگ منتشر کنم.صرفا تشکری بود بابت محبتی که به من داشت.هنگامی که برای ارسال متن ترجمه به سراغ پروفایلش رفتم متوجه شدم شناسه کاربری خود را غیر فعال کرده و من هم آن ترجمه را اینجا منتتشر کردم.وبلاگ قبلی فیلتر شده بود و با آدرس جدید بعد از بیشتر از 2 سال به روز شده بود و باز هم دوستانم تنهایم نگذاشتند.
و همین شروعی بود برای نوشتن در وبلاگ دیگرم باران.خورشید.مرگ و فن سایتی که برای مونسپل ساخته بودم.روزها مشغول کارهای جسته و گریخته اما دلخواهم بودم و دوباره همان دانیال 17 ساله بودم که تمام شب را در حال تایپ کردن بود.شرایط هم بهتر شده بود، دوران مد بودن این موسیقی هم سر آمده بود و همه توجهات به سمت موسیقی رپ برگشته بود.خیابان ها پر شده بود از همان پسران مو بلند متال بازی که حالا دور موهایشان را کم کرده بودند و لباسهای گشاد پوشیده بودند و کلاه را کج بر سرشان گذاشته بودند و خدا را شکر که دیگر کسی عاشق مرلین نبود.
در آن دوران طلایی بود که گیتاریست گروهی که اولین نوشتار این وبلاگ ترجمه یکی از اشعار آن است جواب سوالم را داد و بعد از آن به گوشش رساندم که چقدر تک نوازی هایش را دوست دارم.
همه چیز رو به روال و زوال بود که پارسال همین روزها بنا بر تغییر ناگهانی یک سری از قوانین مفتخر به لباس خدمت مقدس سربازی شدم و دوباره دوران رکود و بی انگیزگی شروع شد و کماکان هم ادامه دارد.
گرچه این وبلاگ جزئی از وجودم شده و همچو طفلی همیشه آن را در چینه دانم نهان می دارم اما هیچگاه فضای مجازی محیطی پایدار و مهربان نبوده و مرتب در حال به روز شدن است.وبلاگ نویسی شاید 10 سال پیش کار قابلی محسوب می شد اما این روزها با حضور پدیده هایی مثل لاین ، اینستاگرم و غیره مانند با لباس زیر به مهمانی رفتن است.اگر بشناسندت این حرکت تو هم انتلکتیو و ساختارشکنانه محسوب می شود و اگر نشناسندت در بهترین وضعیت دیوانه ایی و باید یک گوشه تنها بنشینی.
فقط عده ایی قلیل از شاعران و نویسندگان معاصر معروف توانستند از سیل تکنولوژی جان سالم به در ببرند و دیگران از وبلاگ کوچ کردند.اما من دلم می خواهد بمانم ، نه چون فلانی فلان سال است فلان وبلاگ را دارد.چون من اینجا را دوست دارم.حتی اگر به سان یک لکه زائد بتوانند ثمره 10 ساله ام را با فشردن یک شاسی نابود کنند باز هم من دوست دارم تا روزی که می شود وجود داشت در این وبلاگ وجود داشته باشم.
به خاطر ندارم در این وبلاگ از خودم نوشته باشم ، همیشه یک موسیقی یک شعر مرا به وجد می آورد و از ترجمه آن شعر صد هزار برابر نوشتن یک شعر و دلنوشته یا هر چیز شخصی دیگر لذت می بردم و آراش می گرفتم.
من میدون این وبلاگم ، از طریق این وبلاگ با کسانی آشنا شدم که زندگیم را تغییر دادند ، عزیز دانستنم و کمکم کردند.چه دوستانی که رفاقتمان در دنیای حقیقی ادامه کرده و چه دوستانی مجازی که 7 یا 8 سال است بزرگوارانه پای هر نوشتار این وبلاگ برایم نوشتند.
می دانم بعد از این مدت کمتر کسیست که مرا بخواند اما کودکانه خیال می کنم بعد از 10 سال هنوز تک تکتان را دارم و می خواهم بدانید هر روز این 10 سال به داشتنتان افتحار کردم و همیشه آرزو داشتم یک روز همه شما را حضورا در جایی ببینم...

نظر نظر دوستان

 پاک خواهد شد!
سلام
دو نکته را عرض می کنم:

1- برای نوشتار بعدی من تصمیم گرفتم از SepticFlesh بنویسم.اگر شما هم کار این گروه را می 

پسندید آهنگ مورد علاقتان را بگویید ، اگر نه که گروهی دیگر پیشنهاد کنید.

2- فن پیچ مونسپلی که بنده در فیسپوک دارم شدیدا چشم انتظار شصت شماست:

http://www.facebook.com/moonspell.iranian.street.team

کامکار بمانید و رها.

نظر نظر دوستان

  Sentenced
سلام
این پست مربوط به Sentenced است.
اگر بخواهم دقیق تر بگویم این پست مربوط به آلبوم آخر آنها که آخرین بودن آن را از پیش هم اعلام کرده بودند و در سال 2005 با نام The Funeral Album منتشر شد ، است.
Sentenced گروهی فنلاندی بود که از 1989 تا 2005 فعالیت کرد و الان خواننده و چند تن از آنها در گروهPoisonBlack هنر خود را به نمایش می گذارند.
........
نخستین کار که شعرش ترجمه می شود Her Last 5 Minutes ترک چهارم این آلبوم است.
داستان "پنچ دقیقه پایانی اش" داستان بیماری مرگباریست که معشوقه شاعر دچار آن است.شعر و آهنگی که بهانه نوشتن این پست شد.
برای من زیباترین قسمت این آهنگ ، لحظه احتضار معشوقه و تمنای شاعر برای تسلیم نشدن اوست که آن را از 2:47 تا 3:15 آن را می شنویم و سولویی شاید یک دقیقه ایی و سپس "سکوتی که سرشار از ناگفته هاست"...

Her Last 5 Minutes
پنچ دقیقه آخر عمرش
ُ
Must have been a week
باید هفته ایی گذشته باشد
Since she drew the curtains down
از روزی که پرده ها را کشید
I don't know if it's night or day
نمی دانم الان شب است یا روز
And I don't care
و برایم مهم هم نیست
Our hope seems so bleak
امیدمان روز به روز کمتر می شود
But she's pulling through somehow
اما هنوز دوام آورده و من
While I'm trembling in dismay, in despair
در ناراحتی و فلاکت دست و پا می زنم

I can see you're scared and tired of all this
می بینم که چقدر ترسیده ایی و بریده ایی از این همه
I can see the torment, the damage it has done
می فهممت که چه شکنجه ایی می کشی ، که این بیماری چه بر سرت آورده
Still we both know what the other alternative is
هر دوی ما می دانیم که راه حل دیگر چیست...
Not yet, the only one
اما هنوز نه ، نیمه ی من

The good moments are breezed
لحظه های خوب پر کشیدند
And there's nothing I can do
و کاری از من بر نمی آید
When it comes onto her again
وقتی (بیماری) باز هم بر تنش سایه می افکند
And does it worse
و حالش را بد تر میکند

She shivers like a leaf
مانند برگی می لرزد
As the waves of pain heave through
که در میان امواج درد غوطه ور است
The ruthless bringer of the end
حامل سنگدل (خبرهای) پایان
Fears, preserved
 ترس ها ، زنده نگاه داشتن

Don't go yet, don't yet go
نه الان نرو ، تسلیم نشو
Not yet, my only one
زود است برایم ، همه امید من
Don't go yet, I can't let go
هنوز دل نکنده ام ، نمی توانم بگذارم بروی
Not yet, my only one
هنوز نه ، همه زندگی من

"I can't stop the light from flaming the curtains white."
"نور گویی پرده های سفید را به آتش کشیده و دیگر کاری از من برنمی آید...."
-----------------
آهنگ دوم Drain Me ترک یازدهم آلبوم و جزو آهنگهای متال تر و هدبنگی تر است.
برادر دوقلوی آهنگ Vengeance Is Mine ترک هفتم است که بخاطر قرابت معنایی تنها از یکی از این دو می نویسم.
از نظر موسیقیایی فقط می توانم بگویم به گوش جان بشنوید و حالش را ببرید ، سولوی کوتاه و بامزه ایی دارد اما زمینه شعری آن ، طرف دوم 99 درصد شعرهای پاپ وطنیست.آن روی سکه.شجاعت اعتراف به پلیدی...

Drain Me
جانم را بنوش

Always pretending to want you
همیشه تظاهر کردم که می خواهمت
It's so easy to make you play my game
چه ساده تن به بازی من می دهی
Always deceiving to get you
همیشه فریبت دادم تا به دستت بیاورم

So goddamn easy to make you scream my name
چقدر ساده مجبور می شدی اسمم را فریاد بزنی
No remorse, no repent
نه پشیمانم ، نه متنبه
Still to you I'm heaven-sent
که هنوز برای تو ، من یک فرشته آسمانم

I don't need a reason to hate you
من دلیلی نمی خواهم تا از تو متنفر باشم
I don't need a reason to break you
بهانه ایی نمی خواهم تا تو را خورد کنم
Just keep that mouth wide open and drain me,my darling
عزیزم ، فقط دهنت را کامل باز کن و جانم را بکش
I don't need to care if you want me
برایم مهم نیست که مرا می خواهی
I don't need to care if you need me
اهمیتی ندارد که به من نیاز داری
Just spread that pink wide smile and drain me,my darling
عزیزم فقط آن لبخند پهن صورتی را بازتر کن و جانم را بنوش

For so many years I've been faking
از آنجا که سالهاست که در حال تظاهرم
It's so hard to keep lying and smiling in vain
دیگر برایم سخت شده که باز هم دروغ بگویم و لبخند بزنم و ثمری نداشته باشد
For so many years I've been taking
من سالهاست تحمل می کنم
Innocence soiled
(این) معصومیت لجن مال (را)
hey babe
هی نفس!
your loss is my gain
غم تو ، شادی من است
No remorse, no repent
نه پشیمانم ، نه متنبه
Still to you I'm heaven-sent
که من هنوز برای تو از آسمان آمده ام....
-----------------------
آخرین آهنگ ، ترک سوم آلبوم است.
کاری به نسبت آرام و دلگیر.داستانش ، داستان عمر ماست و بار بودن.

We Are But Falling Leaves
ما (چیزی نیستیم) جز برگ های خزان زده

Think of your lifetime as one day
به زندگی ات نگاه کن گویی تنها یک روز بوده
It's fading away
که در حال محو شدن است
The shadows are growing long
سایه ها کشیده تر می شوند
Think of existence as a flame and death as rain
به بودن به نگاه آتش نگاه کن و به مرگ مثل باران
Storm clouds , they ride along
ابرهای طوفانی ، به زودی به ما می رسند

At life's eve our flames will cease
در لحظه آغاز زندگی ، آتش ما خاک می شود
Eternally, unavoidably
 برای همیشه ، ناگریز
Eventually all paths will lead
بلاخره تمام راه ها تو را 
To the cemetery
به گورستان می رسانند

Think of your lifetime as one year
به زندگیت نگاه کن گویی تنها یک سال بوده
Look autumn is here
ببین ، پاییز که الانت است
Getting colder, the winter's impending
سردتر می شوی ، صدای پای زمستان شنیده می شود
Your conclusion's drawing near-certain, austere
به پایان رسیدنت حسی نزدیک به اطمینان از نا آرامی و اضطراب با خود می آرود

Yet is only the circles unending
"هنوز" تنها دایره بی پایان (زندگی) است

We are but falling leaves in the air hovering down
ما جز برگ های در حال سقوط نیستیم ، که در دامان باد در تلاطم اند
On our way we will hit the ground
تا بلاخره به زمین بخورند
Scattered fragments of time
(در این) کنج بی هدف از زمان
Like blinks of an eye we are
عمر ما مثل یک چشم برهم زدن می گذرد

Just when we realize that we are alive, we die
درست هنگامی که معنای زندگی را می فهمیم ، می میریم...
---------------
کاش برگردان ها کم اشتباه باشند.
همانطور که می دانید کارهای ابتدایی  Sentenced ژانر کاملا متفاوتی از سه آلبوم آخر آنها دارد و این پست تنها برای معرفی آخرین آلبوم آنها بود که برای شخص من در نوشتن از Sentenced آهنگ های فوق العاده ایی مثل Fragile و  Mourn در اولویت اند.

آنچه از ذهن شما گذشت پس از خواندن این پست را برایم بنویسید.
و دوستانی که عضو فیس بوک هستند صفحه "طرفداران ایرانی مونسپل" را فراموش نکنند:

http://www.facebook.com/moonspell.iranian.street.team
  
كامكار بمانید و رها.

نظر نظر دوستان

 2012
سلام
سال نوی همه عزیزانم مبارک!
نوشتار امروز مجموعه ایست از گروه هایی که پارسال آلبوم منتشر کردند که به ترتیب در زیر نام برده می شوند:

Antimatter
Kamelot
Stone Sour
My Dying Bride
Paradise Lost
Daylight Dies
Fractal Gates
Tiamat
.....

ANTIMATTER

گروهی از انگلستان که از سال 1998 فعالند و جدا از اسم فوق العاده زیبایشان (پاد ماده)موسیقی دلچسبی نیز ارائه می کنند.
آلبوم سال گذشته Antimatter به نام  Fear of a Unique Identity که پس از 5 سال فاصله نسبت به آخرین کار آنها منتشر شد آنقدر دلچسب و گوش نواز بود که باید پستی جداگانه از آن بنویسم.
در مصاحبه ایی که Mick Moss تقریبا همه کاره گروه با سایت ایرانی tikwid می کند مشخص می شود که این گروه چقدر در ایران محبوب است.(حتما بخوانید)
آهنگی که برای ترجمه انتخاب کردم  ترک چهارم آلبوم ، "آتش پیمایی" یا راه رفتن بر روی آتش است که آهنگی به نسبت طولانی و آرام این آلبوم است و سولویی کوتاه اما زیبا هم دارد.


As a man you’ll understand liberty
به عنوان یک انسان ، (روزی) معنای آزادی را خواهی فهید
But stay aware when you hear the sirens ring
اما (همیشه) هوشیار باش هنگامی که صدای آژیر را شنیدی
Know your foe for where he walks
دشمنت را بشناس که هرجا که او قدم بگذارد
you will never perceive the colour of freedom
تو رنگ آزادی را هم آنجا نخواهی دید

You can walk with your eyes wide open through coal
می توانی از میان زغال ها با چشمانی باز بگذری
But the harder you try it’s blowing so slow
اما هرچه بیشتر تلاش کنی ، بیشتر در آن می دمی (آتش را گداخته تر می کنی)
Build a wall between your soul and reality
حصاری میان روحت و واقعیت بکش
Only then will your head be truly free
فقط آن هنگام است که افکارت واقعا آزاد می شود
Paint a face over your veins
صورتی روی رگهایت بکش تا 
so nobody can see the horror you’re feeling
کسی ترسی که درونت رخنه کرده را نبیند

Are you praying for an end to this?
برای یک پایان دعا می کنی؟
We’d all love to fly away
همه ما می خواهیم پر بکشیم
------------------

KAMELOT

گروهی از آمریکا که از سال 1991 فعالند.مشهور و محبوب تا جایی که Epica اسم خود را از یکی از آلبوم های این گروه انتخاب کرده 

است.
آلبوم امسال آنها Silverthorn یک محتوای کلی دارد.یک داستان.دختری به نام Jolee در قرن 19 ، بر اثر یک حادثه توسط یکی از برادران دوقلو اش و مقابل چشمان برادر دیگر خود کشته می شود و این تراژدی منجر به حوادث و اتفاتی می شود که در سرتاسر آلبوم از آنها می شنویم.عکس روی کاور آلبوم نیز عکس همین دختر است.
آهنگی که برای ترجمه انتخاب کردم ترک دوم این آهنگ است که ویدئوی آن کاملا کامسپت کلی که شعرهای آلبوم بر آن استوار است را نشان می دهد.
داستان شعر از آنجا شروع می شود که برادر در زندان با روح خواهرش مواجه می شود...
در این آهنگ خواننده های گروه های Amaranthe و The Agonist به عنوان همخوان حضور دارند.

قربانی کردن - فرشته همیشه زنده

A passing life each day a carving on the wall
گذر زندگی که هر روز روی دیوار (زندان) حک می شود 
It’s like a night without awakening
مثل شبی که بیداری ایی در آن نیست
The truth is lost and maybe never to be found
حقیقت پنهان است و شاید هرگز کسی آن را نبیند
Like the shadows of my pantomime
مثل سایه هایی از رفتارهای خودم

When all the world is gathered for the final feast
وقتی که تمام دنیا برای آخرین مهمانی جمع می شوند
Will there be someone to believe in me?
آیا کسی هست که حرف مرا باور کند؟
The voices echoing in my distorted mind
صداها در ذهن آشفته ام پژواک می کند
Is this for real or just a dream?
این حقیقت است یا رویا می بینم؟

(Am I losing my mind? I am not afraid, my dear)
(دارم دیوانه می شوم ، نه؟ عیبی ندارد عزیزم )

Sing for me angel of afterlife calming me down
برایم بخوان فرشته همیشه زنده (لقب خواهرش)
Chaos inside my nebula
پریشانی در ابرهای آسمانم
And may the wrong turn to right in a celestial light
و شاید بدی به خوبی تبدیل شود ، در یک نور آسمانی
Forgive my sacrimony
مرا به خاطر این قربانی کردن عفو کن
Tell me what they say that I’m supposed to know
هر چه که قرار بود بدانم را به من بگو
Tell me every little detail
با همه جزئیاتش بگو
Make truth appear for me as distant memories
کاری کن که حقیقت در دورترین خاطراتم هم آشکار شود
Like pictures on a silver screen
مانند عکس ها روی پرده نقره ایی

[خواننده زن:]
It all becomes clear
همه چیز واضح می شود
The truth will appear
حقیقت آشکار می شود
Forever I'm there for you and sing...
من همیشه با توام و خواهم خواند

And now leave me alone
رهایم کن ، تنهایم بگذار
Erase my memory
حافظه ام را پاک کن
Don’t want to hear, don’t want to see
نمی خواهم بشنوم ، نمی خواهم ببینم
Don’t want to think about the lie that follows me
دیگر نمی خواهم به دروغی که همیشه همراه من است فکر کنم

All becomes clear
همه چیز برایم آشکار شده
But no one will hear my testimony
اما کسی نمی خواهد دفاع مرا از خودم بشنود

[خواننده زن:]
I am your angel of afterlife
من فرشته پس از مرگ تو ام
Calming you down
آرامت می کنم
Silence inside your nebula
آبرهای آسمانت را ساکن می کنم
And when the wrong turns to right in a celestial light
و وقتی که بدی به خوبی تبدیل می شود در یک نور آسمانی
I’ll heed your testimony
من به دفاعت گوش خواهم داد

Ring around a rosie,A pocket full of posies)
(Ashes, ashes , We all fall down
  -- آهنگی معروف که کودکان در هنگام بازی می خوانند  -- 
--------------

ُُُُُُُSTONE SOUR

و  می رسیم به آلبوم جدید Stone Sour!
"خانه طلا و استخوان قسمت اول" در یک کلام فوق العاده است.از  RU486  تا Travelers  همه چیز اندازه است.
اما موسیقی و شعر و کاور و همه این حرف ها به کنار ، صدایی به گرمی و حجم خواننده این گروه سراغ دارید؟
ژانر این آلبوم Rock است اما آهنگی مثل  Absolute Zero که یک پیش سرود (pre-Chorus) شاهکار دارد و بعد سرود اول هم یک سولوی کوتاه می شنویم چه چیزی از یک ترش متال کمتر دارد؟ هدبنگ هایی که با این آهنگ می زنم که معتقدند هیچ چیز.
و گوش به زنگ باشید ، قسمت دوم آلبوم هم تا یکی دو هفته دیگر منتشر می شود!
همانطور که می دانید این آلبوم دو قسمتی در اصل برگرفته از یک کمیک استریپ است که خود خواننده آن را نوشته.در حقیقت شعرهای آهنگ دیالوگ های بین کاراکترهای آن است.اگر ویدئوی Do Me a Favor را هم دیده باشید کاملا متوجه آن خواهید شد.
آهنگی که برای ترجمه انتخاب کرده ام ترک هشتم این آلبوم است.آهنگی آرام و فوق العاده که تنه به تنه Bother می زند...

کم حرف

Across the sea to you
از اقیانوس (ها) گذشتم تا تو را ببینم
I've Left myself deserted here again 
خودم را دوباره اینجا تنها می گذارم
Across the sea to you
از دریا (ها) گدشتم تا تو را ببینم
My pieces are too broken now to mend
شکسته تر از آنی ام که دوباره بایستم

In middle , Under a cold black sky
در همین حال ، زیر این آسمان سیاه و سرد
The sun will only burn for you and I 
خورشید فقط برای من و تو خواهد تابید
In the moment Before I lose my mind
همین الان ، پیش از آنکه دیوانه شوم (بدان:)
These hours don't mean anything this time
گذشت این ساعت ها هیچ معنایی برایم ندارند

Across the world for you
دنیا را برایت زیر پا گذاشتم
My reasons have no reasons to remain
دلیل هایم دیگر دلیلی برای ماندن ندارند
I'd cross the world for you
دنیا را برایت زیر پا می گذارم
I don't know what I'm doing wrong But I can't stay the same
نمی دانم کجای کارم ایراد دارد اما نمیتوانم همان (آدم) بمانم

Give me a sign,Show me the light
نشانه ایی بده ، نوری بتابان راه را نشانم بده
Maybe tonight,I'll tell you everything
شاید امشب ، همه چیز را به تو بگویم...
------------------

MY DYING BRIDE

"عروس در حال احتضار من" ، گروهی انگلیسی که از سال 1990 فعالند.معروف و محبوب اند و نیازی به معرفی ندارند.
آهنگی که از آلبوم سال گذشته آنها انتخاب کردم ترک پنجم و هم نام آلبوم است.
این آهنگ برای من داستان تراژدی گونه ایست از انسانی به بن بست رسیده و منتظر مرگ است و در پایان نیز او می آید...

نقشه ایی از تمام شکست هایمان

I’m unaware of a response
من پاسخی ندارم
From my errant dark red soul
از روح تاریک و دور افتاده ام
Too deep to be spoken aloud
عمیق تر از آنکه بشود در موردش با کسی صحبت کرد
I bury a world right in my heart
من دنیایی را در قلبم دفن کرده ام

Frost etched the tall windows
جنگل پنجره های بلند را پوشاند
I have been cold for a long time
مدت هاست که سرد شده ام
Borne upon winters shoulders
من زمستانها را بر روی شانه هایم داشتم
There are wolves here, many of them
اینجا گرگ دارد ، زیاد
I am staggered at their hatred of me
من در میان نفرتشان از خودم گرفتارم

I lie in complete fear
من در میان وحشت آرام می گیرم
I call the moths to tend me
و از پروانه های می خواهم نزدیک من پرواز کنند
I forget the form of my sins
چرایی گناهانم را فراموش می کنم
And drained of motion
و آخرین ذره های حرکت را در خودم جمع می کنم

the air itself avoids me
هوا ، خودش مرا از خود دریغ می کند
And void of notion, unable to perceive
و خالی از مفهوم، ناتوان از درک
Mouth barely open, almost fearing to breathe
(با) دهانی که به ندرت باز می شود و حتی از نفس کشیدن هم هراس دارد
And there is no other sound at all
دیگر صدایی نیست
Just there, to the left, his shadow rose
فقط هست ، سایه اش از سمت چپ ، قد میکشد (غروب خورشید)

I always knew he was coming
همیشه می دانستم که می آید
Takes the vacant chair beside me
بر روی صندلی خالی کنارم می نشیند
With golden hands he moved the hair from my face
و با دستانی طلایی موهایم را از صورتم کنار می زند
---------------------
برای خواندن ترجمه ار گروه های  Daylight Dies و Fractal Gates و  Tiamat و   Paradise Lost بر روی "ادامه مطلب" کلیک کنید.

همانطور که در مرام نامه وبلاگ بند سوم مشاهده می کنید از شما انتظار می میرد اشتباهات ترجمه را گوشزد کنید تا نوشتاری قابل اتکا و ارائه داشته باشیم.
از همه عزیزانم که در نوشتار پیشین نظر دادند تشکر میکنم و از آنها میخوام کماکان من و بقیه دوستانشان را محرم موسیقی شبشان بدانند. 
 
کامکار بمانید و رها.

ادامه مطلب
نظر نظر دوستان

 نیمه شب با Hate-us
سلام!
این پست فقط یک پیشنهاد است.پیشنهادی برای من و همه دوستانم در این وبلاگ.
از امشب ، هر شب (مشخصا از 12 شب به بعد) اگر به اینترنت دسترسی داشتیم ، در نظرات همین پست نام آهنگی که می شنویم را می نویسیم.

شش قانون پایه:

1 - هر شب تنها یک آهنگ (و نه آلبوم) را انتخاب کنید و از 12 شب تا قبل از طلوع خورشید آن را در قسمت نظرات بنویسید.

2 - اگر توانستید یک لینک هم برای دانلود آن آهنگ پیدا کنید تا بقیه دوستان هم آن آهنگ را بشنوند.

3 - آهنگی که نام می برید لزوما نباید آهنین یا خارجی باشد.من خودم شخصا "باد و بیشه" از ابی را گوش می کردم که این ایده به ذهنم رسید.

4 - اسم بردن از گروه های ناشناس که اگر در اینترنت نامشان را سرچ کنی اثری از آنها نمی توانی پیدا کنی هیچ کلاسی ندارد ، آهنگی که واقعا برای نیمه شبتان انتخاب کردید را بنویسید.حتی اگر شهرام شب پره یا عباس قادری باشد.

5 - نظر گذاشتن در این وبلاگ همیشه آزاد (انتشار بدون تایید من) بوده و هست بزرگواری کنید و از تمسخر نظر دیگران یا اظهار نظرهایی که قرار است تخصصی باشد اما کمدی می شود خودداری کنید.

6 - قانون زاپاس.

رفقا قرارمان هر نیمه شب
پایین همین نوشته

نظر نظر دوستان

 Katatonia

سلام
این اولین نوشتار وبلاگ جدید است كه قبلی از دسترس خارج شد.
این بار از آلبوم Dead End Kings محصول 2012 از گروه Katatonia خواهم نوشت.
كاتاتونیا نیازی به معرفی ندارد ، گروهی سوئدی با طرفدارانی بی شمار.تقریبا همه از كارهایشان آهنگهایی مثل July یا My twin را شنیده اند.

آلبوم امسال آنها "پادشاهان بن بست" فوق العاده است.پر از احساس و نزدیك.تعادلی بین حرف های تازه و گلایه های همیشگی.
پیشنهاد من این است كه كاتاتونیا را اول بشنویدش بعد شعرهایش را بخوانید.برای من كه انگار شاعر نیمی از شعرش را در میان سكوت ها و لحن خواندنش پنهان كرده است.
آنچه پیش از ترجمه ها باید به آن اشاره كنم دخل و تصرف هایم به ترجمه هاست.بزرگواری كنید نادیده اش بگیرید كه شعرهای كاتاتونیا به سادگی زیباست.
----------
نخستین برگردان ترك چهارم آلبوم The Racing Heart است.
موسیقی جذاب
داستان شعر برای من ، داستان از دست دادن عزیزی گرفتار بیماریست.لرزش ضربان قلب روی مانیتور ، قرینطینه و حتی تصور مراسم تدفین شاعر پس از خودكشی...

The Racing Heart
قلب مجنون

White sun
خورشید سپید
Spring of wealth
مملو از دارایی
Came for a good time
آمدی تا (در كنار من) خوش باشی
It's not what I have
اما (انگار) آنچه می خواهی در توانم نیست

Vibrate
می لرزد
Life on the line
نبض روی خط
My racing heart
قلب دیوانه من
Your vaccant mind
فكر همیشه محتاط تو

If I sow a wind now
اگر باد بكارم
I will reap a storm
فردا طوفان درو خواهم كرد
You saw me sliding
دیدی چگونه در خود ته نشین می شوم
away from the sun
دور از خورشید...
And tomorrow Who will come
و فردا چه كسانی خواهند آمد
And put their hand over mine
و دستشان را بر دستان من می كشند
Mine with the burning shape of a gun
دستی سوخته كه به شكل تفنگی درآمده

Washed out
بی رنگ و تار و پود
Soul of money
هر چه پول در دنیاست
Couldn't keep the fire
نتوانست آتش را زنده نگاه دارد
It's not what I do
من برای اینكار نیامده ام

Vibrate
افسار گسیخته
Life on the line
زندگی (ام) روی خط
My racing heart
قلب دیوانه ام
It's all I find
تمام آنچیزیست كه برایم مانده

Inside the sickness
در آغوش بیماری
Rest
آرام بگیر
---------------
یازدهمین آهنگ آلبوم "نامه های مرده" بی شك یكی از سه آهنگ عالی آلبوم است.به نسبت آهنگ های دیگر آلبوم تمپوی بالاتری دارد.گرم و تلخ.
ملودی خواندن را در قسمت سرود از دست ندهید.
داستان شعر برای من ، داستان یك مترسك است...

Dead Letters
نامه های مرده

Vexation
اضطراب
Internal void
پوچی بی انتها
My dreams
خواب های من
Are getting darker and darker
روز به روز تاریك تر و وحشتناك تر می شوند

Dim my lights
بپوشان چراغ هایم  را
Time is frail
زمان شكستنی ست
You shut my mind
خفه كردی فكرم را
Trapped and choked
اسیر و بی نفس
Erased my trail
رد پایم را پاك كردی
Split the chest
سینه ام را بشكاف
My heart couldn t feel more pale
قلب من دیگر از این كرخت تر نمی شود
Only once
شاید برای یك بار
Could I see clear
من  هم(آنچه تو می بینی را) شفاف ببینم

[سرود]
This life before me
این زندگی كه مقابل من است
Its blood runs so still
خون درونش از جهش افتاده
The call of the bird
صدای پرندگان
The song that makes the hours go
آهنگیست كه زمان را می گذراند

The change Inactive
تغییر ، بی تاثیر
Dead letters
نامه هایی كه
Form these words
از این كلمات بی جان تر می شوند

Dim my lights
چراغ هایم را بپوشان
One by one
یكی پس از دیگری
The sordid pale
یك رنگ پریدگی لعنتی

Broken run
با پاهایی شكسته
Confined in escape
نا توان از فرار
On burnt grass
روی چمن های سوخته
Below the crest
زیر یك كلاه آفتاب گیر
Liar in wait for the ending
دروغگویی در انتظار مرگش نشسته...
----------
هفتمین ترك ، Ambitions.
داستان شعر برای من ، داستان تنهایی و جداییست.داستان طنابی كه از درخت سپیدار آویزان می شود تا اوضاع بهتر شود...
من عاشق  3:37 به بعدم.فوق العادست!

Ambitions
انگیزه ها

Hear my thin voice
صدای ناتوانم را بشنو
Hear my words fall down
بشنو كه كلمات از دهانم می ریزند
See my ambitions fade out
بنگر (چگونه) انگیزه هایم محو می شوند
Had so much better time
چه روزگار خوبی داشتم

At night walking on the tracks
گذشتن از كوچه ها در میانه های شب
Changed my perspective
نگاهم را تغییر داده
Idle hands with wounds and cracks
دستانی بیهوده با چروك و زخم
Stale and infected
كهنه و مریض

We cast a veil
ما حجابی بافتیم
The memories are faint
خاطره ها به سختی قابل تشخیص اند
Still so in love with you
و هنوز چقدر عاشقت هستم

She danced this strife
این درد را او بر پا كرد
Kicked the life
زندگی را بیرون كرد
I feel this weight upon my heart
غصه ایی بر سینه ام سنگینی می كند

Indecision Sow the seed
تردید ، آغازگر (این جدایی) بود
Aspirations never within reach
به امیدها نرسیدیم
At night there is no other view
شب ها منظره ای دیگری نیست
Sing a song for the ones who never made it
ترانه ایی بخوان برای كسانی كه طاقت نیاوردند

In the ward under yellow lights
زیر نور زرد اتاق های تیمارستان
Under linden trees I am transparent
زیر درختان سپیدار من نادیدنی ام
And led to believe that things will change if I go away
و كاری می كنم تا باور كنی اوضاع عوض می شود اگر من نباشم
Lowering sky under which we go
آسمان سقفش كوتاه است هر جا كه ما برویم

Constant noise behind the overcoming
صداهای ممتد از تحمل من خارج است
I had no choice but to rearrange
راهی جز دوباره از اول شروع كردن ندارم
The scars open
زخم ها باز می شوند
I am not allowed to understand
من حق ندارم بفهمم
I take it as you are not coming back
می گذارمش به حساب اینكه برنخواهی گشت
-------------
برای خواندن ترجمه ترانه های Hypnone و The Act Of Darkening روی "ادامه مطلب" كلیك كنید.
كاش ترجمه ها كم غلط باشند و پسندیده باشید.
دوستان وبلاگ این IDرا در یاهو Add كنند تا اگر این وبلاگ هم از دسترس خارج شد بتوانم با آنها در تماس باشم: Soulsick20

ممنون از عزیزانی كه در نوشته پیشین نظر گذاشته بودند.كاتاتونیا انتخاب شما بود.گروه بعدی را انتخاب كنید.

كامكار بمانید و رها.

ادامه مطلب
نظر نظر دوستان

 ادامه می دهیم!

وبلاگ قبلی از دسترس خارج شد...

این وبلاگ راه آهنین را ادامه خواهد داد.

کاملکار بمانید و رها


نظر نظر دوستان

 Moonspell Iranian Fanpage


سلام
دوستان عزیزم
چند وقتی بود كه تصمیم گرفته بودم صفحه ایی در فیسبوك برای هواداران فارسی زبان مونسپل راه بیاندازم.
آنجا هم همه گیرتر است ، هم كار كردن با آسان است و هم چون یك بار فیل-تر شده دیگر نمی شود.البته بهترین قسمت داستان آنجاست كه هیچ شباهتی به میهن بلاگ ندارد كه یك وبلاگ با سه سال آرشیو {lunar.mihanblog} را مثل آبنبات پاك كند.
قرار شده كار طراحی كاور را محمدرضای عزیزم انجام دهد كه جزو دوستان جاری و همیشگی من است كه همین وبلاگ سبب آشناییمان شد.
اگر در فیسبوك عضو هستید ،‌ حمایتمان كنید حتی اگر مونسپل را نمی شناسید یا دوستش ندارید تا هم اتحاد بزرگتر از این تشكیل دهیم و هم من ضایع نشوم.

آدرس صفحه:

http://www.facebook.com/moonspell.iranian.street.team


اگر موسیقی گروهی فكر و دلتان را برده لذتش را با من و دوستانم شریك شوید.در نظرات نام گروه را بنویسید.پست بعدی را از گروه های پیشنهادی شما خواهد بود.

كامكار بمانید و رها.

----------------

آپدیت:
كار طراحی كاور و لوگوی صفحه توسط دوست نازنینم محمدرضا وثوقیان تمام شد.حتما ببینید.

اگر بخواهید از آلبوم امسال كاتاتونیا یك آهنگ را انتخاب كنید كدام خواهد بود؟


نظر نظر دوستان

 In Mourning

سلام
هر چه بیشتر از آلبوم امسال In Mourning می شنوم علاقه ام به این گروه عمیق تر می شود.
و این علاقه مرا بر آن داشت تا بیشتر و وزین از این گروه بنویسم.گروهی برخواسته از شهری كوچك به نام Falun در مركز سوئد كه شاید در نگاه اول شنونده را به یاد گروه هایی مثل Opeth و Swallow the Sun بیاندازد اما این گروه تكرار نیست ، حرف تازه می زند.
سومین اثر استدیویی آنها امسال با نام The Weight Of Oceans منتشر شد كه تا رتبه چهلم چارت كشورهای حوزه اسكاندیناوی هم آمد.
اشعار همان گونه كه از نام آلبوم پیداست پیرامون دریا ، كشتی و افسانه های آن می گردد اما كاور آلبوم ! هنگامی كه هنر برای انتشار میان مردم است اوج زیبایی اش ، قابل فهم بودن آن برای همه است و كاور این آلبوم این شعف را در من به وجود می آورد كه هنوز می توان گروهی را یافت كه نامفهوم و عجیب بودن اشعار و طراحی های آلبوم برایش فخر نباشد.
چند نفر از شما طرح جلد آلبوم به زیبایی آلبوم های آنادما به خاطر دارد؟

در آلبوم پیشین آنها غم در موسیقیشان كم بود ، اشعار محزون بودند اما در "سنگینی اقیانوس ها" موسیقی هم غمگین است.تقریبا در هر آهنگی كمی از عطر تند آهنگ كم می شود و شنونده را به دنیایی آرام دعوت می كند.گرچه این آرامش كوتاه است و دوباره موسیقی از جنس آهن می شود و فریاد.
پیش از آنكه ترجمه را شروع كنم از صمیم قلبم از كسانی این گروه را از جنس دیگری دوست دارند عذر می خواهم كه پا به قلمرو امن آنها و گروه مورد علاقشان می گذارم.می دانم هرچقدر هم كه تلاش كنم آنی كه آنها از خواندن اشعار در ذهنشان حك می شود ، چیز دیگریست.
......
نخستین برگردان Convergence است ، ترك پنجم آلبوم.
آهنگی كه هر وقت گوش می كنمش دلم می خواهد موهای بلندی داشتم و هدبنگی شایسته اش می زدم.
هشت دقیقه برای یك آهنگ طولانیست اما اوج و حضیض هایی كه تجربه خواهید كرد آنقدر شنیدنش را لذت بخش می كند كه طولانی بودن آن را هرگز احساس نكنید.
شعر برای من انگار داستان مردی دل به دریا زده و در حال مرگ است و دریا در قسمت سرود (Chorus) و پیش از سولو (Bridge) با او صحبت می كند.او را پسرش خطاب می كند و از فراموش كردن باورش او را برحذر می دارد.

Convergence
به هم رسیدن

Bleak, the sky is pale or is it the water
سرد و بدشگون ، این آسمان است كه رنگ به رخسار ندارد یا دریا
Vapor conceals the ends and the beginnings
مه و بخار آغاز و پایان را از چشم پنهان می كنند
Adrift between awake and asleep
حیران میان بیداری و خواب
the stillness entwines a wavering mind
این سكون ، ذهنی در حال فروپاشی را مواج تر می كند

Awake, the trail forms through transparent walls
هوشیار ، دنباله ایی شكل می گیرد از میان دیوارهای نمایان
To make way for stars to walk the surface
تا برای ستاره ها راه را باز كند تا به روی آسمان قدم بگذارند
The silence enshrouded in a halo of light, to wake the sleeper
حلقه ایی از نور سكوت را در میان می گیرد تا خفته ایی از خواب برخیزد

َ[سرود:]
Wake up son, the storm is over
برخیز فرزند ، طوفان تمام شد
Don't let yourself slumber in the arms of the frail
نگذار آغوش خستگی تو را به خواب ببرد
It's time to remember why you are here
الآن وقتیست كه باید به خاطر بیاوری چرا اینجایی
With fire to open the eyes of the hunter
با آتشی كه چشمان شكارچی را باز می كند
The flow of time will not stay and wait for you
گذر زمان نخواهد ایستاد ، منتظرت نخواهد ماند
Rise before you crumble under the weight of oceans
برخیز پیش از آنكه زیر سنگینی اقیانوس ها بشكنی

A convergence of the lost light
نور(های) گم شده دست به دست هم می دهند
To spark the flame that drowned in the storm
تا جرقه ایی شوند برای آتشی كه در طوفان غرق شد

Who are you to abandon faith, you made the promise to conquer the ocean
تو كه هستی كه بخواهی باور را كتمان كنی؟ تو سوگند خوردی كه اقیانوس را به زیر بكشی
A fall into oblivion, leaving the reborn to the black sea
تسلیم فراموشی (نشو) ،  زندگی دوباره را به تاریكی دریا نسپار

Light climbing down, embodying the hunter
نور عقب نشینی می كند ، شكارچی نمایان می شود
With fire to open up the eyes of the weary
با آتشی برای باز نگاه داشتن چشمان خسته اش
He came with the call of the lost legion
ندا سر می دهد برای ارتشی گم شده
With voices of the ancient ones
با صدایی از جنس گذشته (و)
asking for remembrance
(از آنها) می خواهد او را (هم) به خاطر بیاورند
-------------
و بهانه من برای نوشتن این نوشته.
ترك چهارم این آلبوم ; آرام ، تلخ و نزدیك.
لحظه هایی مثل این آهنگ كه در موسیقی ایی كه من و شما گوش می كنیم اتفاق می افتد احساس غرور می كنم.دلم می خواهد همه بدانند من طرفدار این موسیقی ام و با آن روزم را به شب می دوزم.
صدای آرام Tobias Netzell واقعا شنیدنیست....

Celestial Tear
اشك آسمانی

So swift, embraced by you, you're silent, I travel alone
چه ناگهان ، در آغوش تو . تو خاموشی (و) من تنها سفر می كنم
I breathe in memories, through barricades of stone
من در خاطره ها نفس می كشم ، از میان حائل ایی از سنگ

Who are you, I once met light from another angle, in another time
تو كیستی ، پیش از این نور را از جنسی دیگر ، در زمانی دیگر دیده بودم
In your eyes, a solitaire, a vast dream far behind
در چشمان تو ، جواهری تنها ، رویایی گسترده در دور دست ها
If you were blind, if we were blind, could we then have been much closer
اگر نابینا بودی ، اگر نمی دیدیم ، چقدر نزدیك تر می شدیم

Fallen inside you, a celestial tear
درونت افتاده ، اشكی از آسمان
If the waves could drown our emotions, would it be my fault
اگر موج ها توانستند احساساتمان را غرق كنند ، گناهش بر شانه های من است
I cry for you a celestial tear
برایت اشك می ریزم ، اشكی از جنس بهشت
If we were only memories from other times
كه ما تنها خاطراتی در گذشته اییم

Who are you, I once met light from other angles, and other crimes
تو كیستی ، پیش از این نور را به نگاهی دیگر ، به گناه دیگر ، دیده بودم
I breathe in memories through barricades of stone
من از خاطره ها نفس می كشم ، در میان حائل ایی از سنگ
If you were close, if we were close, would we then have been much blinder
اگر به من نزدیك بودی ، اگر بهم نزدیك می شدیم ، چقدر نابیناتر می شدیم
-----------
در آلبوم پیشین این گروه Monolith  كه دو سال پیش منتشر شد و پیش از شنیدن این آلبوم شاهكار می نمود هم اشعار و ملودی های زیبایی برای شنیدن است.
برای من بهترین آهنگ ترك اول آلبوم است.
شعر از دید من داستان نامه نوشتن دوره گردیست برای محبوبی كه نیست و شاید در مخاطبش در دو خط پایانی شعر جوابش را می دهد...

For You To Know
برای تو تا بدانی

The pen scratches vellum paper and the words flow
قلم پوست آهو را می خراشد و كلمات سرازیر می شوند
Ink stained fingers dreaming up this letter to you
(این) انگشتان آغشته به جوهر ، رویای رسیدن این نامه به تو را دارند
Your love lingers in the shades of a grey morning
عشقت در صبحی خاكستری آرام آرام ترك می كند
Sentence escapes in the mist
جملات در مه پنهان می شوند

The pictures of home swallowed by a narrow margin
تصوراتم از خانه را مرزی نازك می بلعد
Delusions creeping upon me, I'm shaded
توهمات درونم را تسخیر می كنند ، پریشانم

The subtlety of time makes everything clearer
گذر زمان همه چیز را واضح تر می كند
Clawing to my chains, squirming with my agony
به زنجیر هایم چنگ می زند ، با دردم گلاویز می شود
Scared of never seeing you again
ترسانم كه دیگر نبینمت
But I never knew you anyway
اما تو را هم هرگز نشناختم
It could have been so different
می توانست سرنوشت گونه ایی دیگر رقم بخورد
It just never happened that way
اما هیچ وقت آنگونه نشد

َ[سرود:]
Have I told you about the magpie, my only friend
برایت از طوطی ام نگفته ام؟ تنها دوست من (است)
Have you heard about the tears and the nights in the rain
تا حالا چیزی از اشك و شب زیر باران شنیده ایی؟
And I want you to know, I want you by my side
می خواهم بدانی ، به حضورت در كنارم احتیاج دارم
I could have helped you find a way back into this world
اگر می توانستم راهی می یافتم تا تو را به این دنیا باز گردانم
If I ever face this world, we'll be together
اگر دوباره قصد زندگی كردن داشتم ، با هم خواهیم بود
This is for you to know. This is for you to feel
این برای توست تا بدانی ، تا احساسش كنی

The sun is setting, leaving me no sanctuary
خورشید در حال غروب كردن است ، برایم مأمنی نمی گذارد
And I can't stand another night like this
و دیگر تحمل ندارم یك شب دیگر را اینگونه بگذرانم
Tomorrow I will follow my friend among the trees
فردا دوست [پرنده ام] را از میان درختان دنبال خواهم كرد
My final letter, I will write it down for you
آخرین نامه ام را برایت خواهم نوشت

Keep it with your poems because they were all true
در اشعارت نگاهش دار كه هر چه (نوشته بودی) حقیقت داشت
Just so you know, you didn't get here in time
اما برای آنكه بدانی (می گویم:) آن هنگامی كه باید می رسیدی ، نرسیدی
-----------
پیش از این هم در ترك دوم آلبوم A Vow To Conquer The Ocean را هم ترجمه كرده بودم.
كاش پسندیده باشید.

با تصحیح اشتباهات ترجمه كمك كنید نوشتاری درخور این گروه شنیدنی داشته باشیم.
اگر این وبلاگ هم از دسترس خارج شد مثل بقیه دوستان من هم با گذاشتن عدد مقابل نام وبلاگ ادامه خواهم داد.بعدی hate-us1

كامكار بمانید و رها.


نظر نظر دوستان

 2012

سلام
در این نوشتار قصد دارم از چند آلبومی كه امسال منتشر شده اند و به نظرم شنیدنی آمده اند بنویسم.سعی من بر این بود كه از هر آلبوم یك آهنگ را كه شعر و موسیقی  بهتری دارد را انتخاب كنم.امیدوارم
حاصل را بپسندید.
...
Moonspell
گروهی پرتغالی كه امسال با  Alpha Noir/Omega White بازگشته اند.
آهنگی كه برای ترجمه انتخاب كرده ام ترك هفتم آلبوم اصلی است كه از نظر موسیقیایی جزو بهترین آهنگ های مونسپل است.Intro ی آهنگ كمتر از یك دقیقه است در آن صدای نجواهای فرناندو را می

شنویم كه "در افكار تو..." را تكرار می كند.
و اوج ظرافت شعر كه با تكرار همان جمله در میان جملات تمام پلشتی هایی كه از آنها می گوید را به ذهن مخاطب شعر ارجاع می دهد.
شعر با نقل قولی از انجیل آغاز می شود ...

Love is blasphemy
عشق كفر است

in your thoughts
در افكار تو...

"Behold the bridegroom cometh
ورود داماد را نظاره گر باش
In the middle of the night"
درنیمه های شب"
Behold the rats who follow him
موش هایی كه به دنبالش می دوند را نظاره كن
Why do they want our destruction?
چرا آنها نابوی ما را می خواهند؟

Do broken men still sail in your blade
هنوز مردان شكست خورده زیر پرچم تو می رانند؟
Are your bravest still afraid
هنوز شجاع ترین هایتان (هم) می ترسند؟
Now it's the womb that chases the seed
اكنون ، رحمیست كه به دنبال بار می گردد
Now it's the time of the need
اكنون زمان احتیاج است
Of hunger and revolt
(زمانی كه  ) از گرسنگی و جهل
Inverting our thoughts
افكار ما قرینه شود

Forever hold
در آغوش ، تا ابد
Forever sworn
قسم خورده ، تا همیشه
Forever mine
برای من ، تا ابد

It's the time to know, it's the time to see!
الان وقت آن است كه بفهمی ، الان وقت آن است كه ببینی:
Love is blasphemy
عشق كفر است!

In your thoughts
در افكار تو...

Behold the gloom bride coming
ورود عروس را نظاره گر باش
Riding the tail of the star
(كه) بر دنباله ایی از ستارگان می تازد
Beware the scum who follows her
آگاه باش از حقیری كه به دنبالش می رود
Now it's the time of the kill.
الان وقت كشتار است.

Love is blasphemy
عشق كفر است!

--------------
In Mourning
گروهی سوئوی كه با دو آلبوم اول خود جای خود را میان متالبازان ایرانی باز كرد.امسال آنها سومین آلبوم رسمی خود را منتشر كرده اند.
مقابل سبك این گروه Progressive Melodic Death Metal نوشته اند.
آلبوم پیشین آنها هم یك آهنگ شاهكار به نام The Poet And The Painter Of Souls داشت كه حقیقتا هرگز از شنیدنش خسته نمی شوم.

آهنگی كه برای ترجمه انتخاب كرده ام ترك دوم آلبوم  The Weight of Oceans است.


A Vow To Conquer The Ocean
سوگندی برای به زیر كشیدن اقیانوس

The screaming winds are begging, no choice, no options left
بادها زوزه كشان در حال التماس اند ، هیچ راهی نمانده ، هیچ حق انتخابی نیست
But to seek aid from the ancient ones, deserters of the coral legion
جز چاره جویی از باستانیان ،‌نگهبانان سرزمین اصلی
Memories from a golden age, unveiling knowledge to navigate by the stars
خاطراتی از یك عصر طلایی ، كشف مسیر راندن از نگاه به ستاره ها
A haunted heart to leave it's home and ride the waves
قلبی مجنون برای ترك خانه و به دل دریا زدن

Stars align to give guidance
ستاره ها صف می كشد تا تو به پیش بروی
Sail away under the darkening sky, as red turns to black
بران ، زیر آسمانی رو به تباهی ، هنگامی كه آفتاب سرخی اش را به سیاهی شب می بخشد
The night illuminates the path
شب روشنی بخش راه خواهد بود
Sail away, mind made up to make a vow to conquer the ocean
بران با فكری مصمم ، تا پیمان ببندی برای به زیر كشیدن اقیانوس

The day the sun forgot to shine, the stars carved something out of the sky
روزی كه خورشید فراموش كرد بتابد ، ستاره ها چیزی بر آسمان حك كردند
A wooden gift to a haunted heart, for a distorted mind the tide will turn
هدیه ایی عجیب برای قلبی مجنون ، برای ذهنی آشفته (كه) گره ها باز خواهد شد
From a windswept shore, left it's home. Years and years entangled in affliction
خانه را ترك كرد ، از ساحلی طوفان زده ، سالها و سالها تنش با درد و زخم همراه شد
Stared into the eye of the giant, and time stuck it's head in the sand
(و وقتی) به چشمان هیولا خیره شد ، زمان روی خود را پوشاند (تا نبیند)
-----------
Xandria
گروهی از كشور آلمان كه شاید در نگاه اول به گروه هایی مانند Epica یا Nightwish پیش از رفتن Tarja بماند.
اما آلبوم امسال آنها Neverworld's End  واقعا فوق العاده است.تنها آلبوم امسال برای من كه تمام آهنگ هایش را بارها و بارها شنیدم.
و سخت ترین كار انتخاب میان آهنگ های قوی ایی مثل Euphoria ، Cursed و valentine كه ویدئوی بسیار زیبایی نیز دارد ، بود.

Soulcrusher آهنگ ششم آلبوم است و سولوی بسیار قوی ، شعر زیبایش و از همه مهمتر وكال شنیدنی اش دلیل انتخاب من بود.امیدوارم بپسندید.شاید بتوان تركیب Soulcrusher مرا

"متجاوز روح" یا "درهم شكننده انسانیت"ترجمه كرد اما به نظر من بهتر است آن را ترجمه نكنیم.

Soulcrusher

I know the truth behind you, there is nothing but fear
من حقیقت ماورای تو را می دانم ، هیچ چیز جز ترس پشت تو نیست
Hiding behind violence I felt year after year
پشت خشونتی پنهانی كه سالهاست تنها احساس من بوده
Searching for someone to pay Darwin's price
به دنبال كسی بودی كه تقاص داروین را پس بدهد
Laughter echoes while you savour my cries
قهقه ات طنین انداز می شوند وقتی صدای گریه من به گوشت می رسد

I can't forget it - the pain and the dirt that I had to swallow
می نمی توانم فراموش كنم - درد و كثافتی كه مجبور بودم ببلعم
This is the limit - the soul you rape will once be strong
مرز اینجاست - روحی كه زیر پا خردش كردی روزی برمی خیزد
You never get it - the tears of the past are the hate of tomorrow
هرگز نفهمیدی - اشك های دیروز ، نفرت فردا هستند
Cursed Soulcrusher
نفرین بر تو ...

There's no escape, everyday is a treadmill of pain
راه فراری نیست ، هر روز دایره بی انتهایی از درد است
Working so hard for respect, but it all was in vain
برای احترام جان می كنیم‌ ، اما همه تلاشمان بیهوده است
No one would help little chaps picked half-dead
هیچ كس كودكان نیمه جان را كمك نمی كند
It's evolution, the strongest survive
این قانون جنگل است ، قوی ترین زنده می ماند

There's a refuge for me, but only in my mind
برای من پناهگاهیست ، تنها در افكارم
Outside it's raging on, on and on
بیرون (ذهنم) همه جا جنگ است و خشونت
Abusing for lust, instinct thirst for blood
تجاوز برای شهوت ، عطشی حیوانی برای خون
Hunting day by day - tears will run dry to hate
هر روز تحت تعقیب - جای این اشك ها كه خشك شود نفرت می روید
For the weakest one is hacked till it's done
برای ضعیفان رنج است تا روز مرگشان
Till it's falling out of the nest, dead and gone
تا روزی كه آشیانه سقوط كنند و كشته شوند

This sublime system of pure selection
این نظام بی نظیر انتخاب بهترین ها
Guarded carefully by the lies unquestioned
توسط بی شك ترین دروغ ها ،  با دقت مراقبت می شوند
It is living on - it is killing on
این ادامه نفس كشیدن است - این ادامه كشتن است
While the protectors just watch
هنگامی كه مراقبین تنها تماشا می كنند

Do you really wonder when sometimes the revenge is on you?
آیا واقعا جای تعجب دارد كه هر از گاهی از تو (هم) انتقام می گیرند؟
-------------
Shadows Fall
گروهی آمریكایی كه بیشتر به درامر فوق العاده اش می شناسندش.
آهنگی كه برای ترجمه انتخاب كرده ام ترك ششم از آلبوم Fire From the Sky است.

Save Your Soul
روحت را نجات بده

Guilt will twist the blade
احساس گناه تیغ (درون تنت) را می چرخاند
Everyday the knife cuts deeper
هر روز زخم ها عمیق تر می شود
How much more of this can you take
چقدر دیگر تحمل داری؟

Your fake smile fades
لبخند دروغینت محو می شود
Your public face has cracked and broken
نقابی كه در جمع به صورتت می زنی در هم شكسته
Cannot run and hide from your mistakes
نمی توانی از اشتباهاتت فرار كنی

Your time is running out
عمرت در حال تمام شدن است
This life of fear and doubt
زندگی پر از ترك و شك ات
Its not worth defending
ارزش جنگیدن و محافظت ندارد
The guilt is never ending
گناه را پایانی نیست

Judge not! Before you judge yourself
قضاوت نكن! پیش از آنكه (قبل از همه) خودت را قضاوت كنی
Regret! The only thing you felt
پیشمانی! تنها احساسیت كه در تو می ماند
Too late! It's too late to save your soul
دیر شده! برای نجات روحت دیر شده
How far! Will you let it go
چقدر! دیگر می توانی ادامه بدهی؟
Your fate! Is not in your control
سرنوشتت! در دستان تو نیست
Too late!‌ Its too late to save your soul
دیر شده! برای نجات روحت دیر شده

Your hollow words will never be enough
از زدن حرفهای بدون عمل خسته نمی شوی
Haunted in the truth
حقیقت تو را به جنون می كشد
The innocent paid for your actions
بی گناهان تقاص رفتار تو را دادند
Always seem to crush the ones you love
انگار كه تو همیشه تنها به كسانی ضربه می زنی كه دوستشان داری
Hide in your excuse
خودت را در بهانه هایت پنهان كن
It strangles like a noose
كه خفه ات می كند مانند طناب دار

Try to run and hide
فرار كن و پنهان شو
Until the day you die
تا روزی كه می میری
All your foolish pride
آن غرور احمقانه ات
It wont help you survive
كمكت نمی كند كه زنده بمانی...
-----------------
این چند آهنگ تنها یك قطره از كارهای شنیدنی امسال بودند.موسیقی ایی كه ما برای شنیدن انتخاب كرده ایم تنها نقطه رو به صعود در این دنیاست.

از اشتباهات ترجمه ها و نظراتتان برایم بنویسید.
كامكار بمانید و رها.


نظر نظر دوستان

 برای آن لحظه ناب كه هنرمند محبوبت جواب سوالت را می دهد!

كاش الان هجده ساله بودم! الان كه این سطر ها را می نویسم یك دنیا خوشحالی ، فریاد و شكلك های خندان یاهو را میان انگشتانم خفه می كنم تا به اندازه سن خودم و وبلاگم بنویسم.
نزدیك به دو ماه پیش مونسپل در صفحه اصلی خود پستی به عنوان Q & A قرار داد و در آن از طرفداران خواسته شده بود سوالات خود را از اعضای گروه بپرسند و آنها از میان سوالات به تعدادی از آنها پاسخ می دهند.
من هم به رسالت طرفداری ام سوالی از ریكاردو گیتاریست گروه پرسیدم و با توجه به حجم زیاد سوال ها امید چندانی هم به گرفتن پاسخم نداشتم كه 12 فروردین در كمال سورپرایز وقتی جواب ها را می خواندم دیدم سوال من اولین سوالی بود كه جواب داده شده!
اینكه چقدر ذوق كردم گفتن ندارد ، لینك اصلی سوال و جواب هااینجاست.در پایین هم ترجمه تحت الفظی از آنچه گفتم و شنیدم می نویسم.

سوال من: داستان پشت سولوی آهنگ " Everything Invaded " چیه؟  اون رو نوشتی یا فقط شاسی ضبط رو فشار دادی و نواختی؟
این رو می پرسم چون به نظرم این سولو زیباترین قطعه موسیقیایی كه تا حالا شنیدم.

ریكاردو:ممنونم از نظر محبت آمیزت در مورد اون سولو ، واقعا برام با ارزشه.
برای من یه سولو مثل یه آهنگ كوچیك بین آهنگ اصلیه.معمولا این به این معنیه كه من نزدیك چهل ثانیه از موسیقی دارم كه باید با یه "آهنگ كوچك" مناسب پرش كنم.
بعضی وقتا شانس میارم و نزدیك 10 دقیقه طول می كشه تا  مجموعه ایی از نت هایی كه برای سولو خواهم نواخت خودشون رو بهم نشون بدند.اما بعضی وقت ها هم خسته كننده می شه...مثلا پیدا كردن سولوی آهنگ scorpion flower نزدیك سه ماه طول كشید !
بحث مقدار نت هایی كه نواخته می شه نیست ، بحث چگونگیه نشون دادنه اونهاست و بعضی وقتا این نمایش اونقدری كه من می خواهم زود اتفاق نمی افته.اما برای آهنگ "everything invaded" فكر می كنم كه شانس باهام یار بود.داستان خاصی پشتش نیست فقط یه الهام درست تو یه زمان درست.مثل یك سلسله از سیاره ها كه درست در جای خودشون قرار می گیرن.
...
در ادامه سوال و جواب ها فرناندو از احساستشُ هنگام نوشتن ترانه های مونسپل ، ریكاردو از مارك آمپلی فایری كه استفاده می كند ، پدرو از چگونه تنظیم كردن آهنگ های مونسپل و مایك از رفاقت دو دهه ایش با Peter Steele خواننده گروه Type O Negative كه چند وقت پیش فوت كرد می گوید.حتما بخوانید.

---------
آپدیت:
اولین ویدئوی مربوط به آلبوم جدید منتشر شد !
Lickanthrope كه آهنگ پیشروی این آلبوم است و در اكثر اجراهای زنده مونسپل در چند ماه اخبر نواخته شده ویدئوی عجیبی دارد:

كلیپ با ورود یك دختر با شنل قرمز به یك كافه میان جنگل آغاز می شود كه در آن اعضای گروه در حال اجرای موسیقی هستند.فضای درون كافه مشوش است.نگاه ما ، نگاه دختر است كه ابتدا دعوای دو نفر كه در حال بازی هستند را می بینیم ، بعد  شرط بندی بر سر لورور روسی.دلقلك و رقاصه ها به ما نزدیك می شوند و می روند...
این فضا ادامه دارد تا هنگامی كه فرناندو از سن پایین می پرد و با سر دادن فریادهایی به گرگینه تبدیل می شود و بعد تمام اعضای گروه به گرگ نماها (عنوان اصلی آهنگ) تبدیل می شوند و در پایان ویدئو هنگامی كه فرناندویی كه گرگ شده مقابل صورت دختر شنل قرمز می ایستد و قسمتی از آهنگ را می خواند.دختر ابتدا صورت فرناندو را نوازش سپس سرش را قطع می كند و با لبخند از كافه خارج می شود!آری درست همان مقداری كه من عاشق این گروهم ، از دیدن ویدئو هایی كه كارگردان های پرتعالی برایشان می سازند رنج می برم.

تا چند روز دیگر ویدئوی White Skies هم منتشر می شود.عكس هایی از پشت صحنه فیلم برداری آن روی صفحه رسمی مونسپل قرار گرفته.با توجه به فضای این آهنگ و عكس هایی كه از آن دیده ام به شدت مشتاق دیدن آنم و خیالم هم از كیفیت آن راحت است.
 
امروز كمتر از  ده روز به انتشار آلبوم مونسپل مانده ، بسیاری از منتقدین مطرح متال آلبوم را شنیده اند و نقدهایی برای آن نوشته اند.در نوشتار بعدی خلاصه ایی از این نقد ها را می نویسم.

جاودان باشید ، زیر نور ماه.


نظر نظر دوستان

 Alpha - Omega

 

چه هدبنگ ها كه نزنیم!
اولین تك آهنگ از آلبوم جدید مونسپل منتشر شد! White Skies یا "آسمان های سپید" كه در ترك لیست منتشره مربوط به سی دی دوم و ترك دوم است چند روز پیش روی صفحه مونسپل در فیس بوك قرار داده شد.
ملودیك خواندن فرناندو و نجوا هایش در آهنگ ما را به یاد آهنگ های دهه نود گروه Tiamat می اندازد و شاید حضور یك همخوان زن در قسمت سرود و حتی فضای آهنگ شما را یاد Luna هم بیاندازد.
در قسمتی از شعر فرناندو می خواند: "آسمان ها! پایین بیایید ، پایین بیایید"
موسیقی را باید شنید نباید تفسیر كرد!

Lickanthrope آهنگ دومی بود كه از این آلبوم روی اینترنت قرار گرفت.این آهنگ كه ترك دوم آلبوم اصلی مونسپل Alpha Noir است توسط یك سایت رادیویی و در حین مصاحبه فرناندو با آن رایدو برای شنیدن قرار گرفت و نسخه ضبط شده از آن به سرعت در میان تورنت ها و سایت ها پخش شد.
Lickanthrope یك Black Metal سنگین است.چیزی شبیه Night Eternal اما بارها و بارها سیاه تر!Lickanthrope كه یك بازی با حروف در آن با كلمه Lyckanthrope به معنای گرگ نما وجود دارد برای من بلك ترین آهنگ مونسپل تا امروز است و تیزر ویدئوی آن نیز از صفحه اصلی مونسپل در فیس بوك قابل مشاهده  است.تیزری كه در آن قسمت هایی از ویدئو و پشت صحنه آن و چگونگی آماده شدن اعضای گروه برای بازی در ویدئو را مشاهده می كنیم.نكته جالب توجه در این كلیپ حضور گرگ ها و دختری با شنلی قرمز رنگ است.
از نظر كیفیت صدا هر دو این آهنگ (حداقل آن دو كه من شنیدم و برای شما آپلود كردم) چیز شنیدنی ایی نیستند اما برای رفع عطش شنیدن آهنگ های جدید مونسپل می توان روی آنها حساب كرد.
با توجه به تجربه حداقل دو آلبوم پیشین كه در سال 2006 آهنگ Finisterra و در سال 2008 آهنگ Scorpion Flower پیش از انتشار كل آلبوم منتشر شد حدس من آن است كه مونسپل سعی می كند قبل از انتشار هر آلبوم ، آهنگی كه كمی با مونسپلی كه شنیده شده متفاوت باشد را ارائه كند.
چه حدس من درست باشدو چه غلط ، هدبنگ ها در انتظار است و شعرهایی كه تفكر در آن ها چیز میاموزیم.
تا كنون 3 آهنگ از مجموع آهنگ هایی كه مونسپل عرضه خواهد كرد شنیده اییم.دو آهنگ كه كامل توسط گروه و دیگری هم در ویدئویی كه مونسپل برای تبریك سال نوی میلادی منتشر كرد كه در آن ریكاردو نوازنده گروه ریف های آغارین آهنگی هدبنگ آور را می نوازد.
اگر آهنگ ها را بشنوید رد پای Thrash را می توان پیدا كرد ، خصوصا در آهنگی كه تنها قسمتی از آن را شنیده اییم.

این نوشته به روز خواهد شد.
جاودان باشید ، زیر نور ماه.


نظر نظر دوستان

 Moonspell - Alpha Noir

مونسپل؟
اگر بخواهم ساده بگویم، دوستشان دارم.آنگونه كه دختر بچه ایی تنها عروسكش را دوست دارد.
بیش از ده سال است كه می شنومشان و هنوز وقتی صحبت از آلبوم جدید می شود دلهره می گیرم...

فرناندو  (خواننده گروه) در آخرین مصاحبه اش بلاخره سكوت را شكست از آلبوم آینده گروه صحبت كرد.
فرناندو تایید كرد دهمین آلبوم رسمی گروه با نام "Alpha Noir" بیست و هفتم آوریل (هفتم اردیبهشت 91) منتشر خواهد شد.
مصاحبه فرناندو پر از شعف و امید است و در آن درباره آلبوم جدید می گوید:"هرگز در تاریخچه مونسپل آلبومی به اندازه Alpha Noir به شاهكار نزدیك نبوده است".روند نگارش "آلفا" سه سال به طول انجامیده و بلافاصله پس از موفقیت آلبوم 2008 آنها "Night Eternal" آغاز شده.
Night Eternal هم از نظر فروش و هم از نظر منتقدان اثری قوی شناخته شد.در ابتدای انتشارش در رتبه اول فروش ماهانه آلبوم های موسیقی را كسب كرد و باور كنید مونسپل ، متالیكا و مگادث نیست كه نامشان برای رسیدن به عدد یك هر چارتی كافی باشد.وقتی گروهی از یك شهر كوچك در پرتغال رتبه اول یك چارت می شود طرفدارانش حق دارند خوشحال باشند.حق دارند پز بدهند!
Night Eternal آن سال در متال استورم بهترین آلبوم گوتیك شد (گرچه Turning Season Within از Draconian هم شاكار آن سال بود)و حال پس ار آن موفقیت ها مونسپل سه سال وقت برای آلبومی گذاشت كه تا همین یك ماه پیش كمپانی ایی برای انتشارش نداشت.آنها موسیقیشان را در استویدوی شخصیشان و با هزینه خودشان ضبط كردند و منتظر ماندند تا یك كمپانی با آنها قرارداد ببندد.اتفاقی كه برای گروه هایی كه قدمتشان به چند ماه هم نمی رسد طبیعیست اما مونسپل 19 سال است كه با همین نام كار می كند و اگر بخواهیم Demigod را هم كه اعضایش تقریبا اعضای فعلی مونسپل هم هستند را در نظر بگیریم آنها 21 سال است كه یك گروه رسمی اند و این دقیقا دلیل این كه من چرا عاشق مونسپلم.چون آنها راك استار نیستند ، عاشق موسیقی اند.چون گیتاریست گروه گیتار درس می دهد ، خواننده گروه كتاب ترجمه می كند و  درامر گروه مربی كاراته است تا بتوانند مونسپل را نگه دارند.
با اینكه هنوز به صورت رسمی ترك لیست آلبوم منتشر نشده اما آنگونه كه فرناندو می گوید.آلبوم با تركی همنام آلبوم آغاز می شود و با آهنگ هایی با نام های “Versus” و  “Lickanthrope” و “Em nome do Medo”  (به فارسی : به نام ترس) ادامه پیدا می كند و  با آهنگی با نام “Grandstand” نیز به پایان می رسد.
در مجموع آنها 80 دقیقه موسیقی برای عرضه آماده كرده اند كه آنگونه كه فرناندو در مصاحبه اش گفته در آن الهامی از كارهای Bathory و King Diamond و حتی آلبوم های اول متالیكا و تستامت و دیده می شود.
برای یك گروه گوتیك/بلك الهام از بثوری دور از ذهن نیست.بثوری گروه مورد علاقه فرناندوست و در تنها آلبوم گروه دومش Daemonarch هم آهنگی از آنها را كاور كرده.اما حس كردن Thrash های ریشه دار گذشته در موسیقیشان آن چیزیست كه مرا تا هفتم اردیبشت به مرز جنون می كشد.
در ویدئویی كه گروه برای تبریك كریسمس منتشر كرده اند كه در آن ریكاردو (نوازنده گیتار گروه) در حال نواختن یكی از آهنگ های جدید گروه است نیز می توان Thrash را حس كرد.حس هدبنگ زدن.حس زیبای كهنه بودن یك اتفاق تازه.
در نسخه دولوكس آلبوم ، خبری از ویدویی از اجراهای زنده گروه ، یا پشت صحنه ساخت یكی از ویدئوهای گروه نیست.در این نسخه مونسپل آلبومی دیگر به شما هدیه می دهد.آلبومی به نام “Ómega White” كه به گفته فرناندو برادر دوقلوی "Alpha Noir" است.
گروه در این چهار سال بیش از حد معمول یك آلبوم آهنگ نوشته اند و بر حسب همخوانی مفهوم و اتمسفر آنها را به دو بخش قسمت كردند و قسمت دوم را به عنوان پاداش برای طرفدارانی كه كارهای گروه را بیشتر دنبال می كنند گذاشته اند.
“White Skies” و “Herodisiac” و “Whiteomega” نام چند آهنگ از آلبوم دوم است كه فرناندو در میان صحبت هایش از آنها تعریف می كند.

باز هم از مونسپل و آلبوم جدیدش خواهم نوشت.مونسپل هرگز طرفدارانش را ناامید نكرده.بهتر می شود.تازه می شود.شنیدنی تر می شود.
و در پایان‌،  خبر خوب برای طرفدارانی كم طاقتی مثل من آن است كه مونسپل در توری كه در كشور خودش پیش از انتشار آلبوم خواهد داشت آهنگ های آلبوم های جدیدش

را اجرا خواهد كرد.

كامكار بمانید و رها

-------------
آپدیت...
خبر اول:
طرح روی دابل آلبوم جدید مونسپل "Alpha Noir/Ómega White" منتشر شد.
جلد این آلبوم را مانند آلبوم 2008 هنرمند یونانی  Seth Siro Anton كار كرده .در آن دوگانگی اثر توجه وی‍‍ژه ایی شده و فرناندو آن را تابلوی زیبایی برای اتمسفر آلبوم می داند.

(عكس در ادامه مطلب)


خبر دوم:
همزمان با انتشار آلبوم ، ویدئوی اول گروه با نام Lickanthrope هم منتشر می شود كه كارگردانی آن را Filipe Melo كه پیش از این در سال 2004 ویدئوی I will See You In My Dreams  را برای مونسپل كارگردانی كرد برعهده دارد.
آنگونه كه كارگردان در مصاحبه اش گفته ویدئو با ورود یك زن به یك بار آغاز می شود و المنت های مورد علاقه مونسپل مانند خون آشام ها و گرگینه ها هم در آن حضور خواهند داشت.
او این ویدئو را پر از شگفتی و هیجان تعریف كرده كه از حضور افتخاری چند بازیگر معروف پرتغالی هم بهره برده.

اگر ویدئوی  I will See You In My Dreams را ندیده اید می توانید از اینجا مشاهده كنید.ایده اش جذاب است.اینكه گروه در میان زامبی ها در حال نواختن اند و آنها را می كشند! اما برای من این ویدو دو نیمه دارد.نیمه اول را فقط چون عاشق مونسپلم نگاه می كنم كه هر اتفاقی كه در آن می افتد ضعیف و ابتداییست اما نیمه دوم.نیمه دوم ویدئو از جایی شروع می شود كه زامبیان فرناندو را روی دست می گیرند و در حال تكه تكه كردنش هستند و فرناندو فریاد می كشد "من تو را در رویاهایم خواهم دید".نیمه دوم فوق العاده است.كاش پس از گذشت نزدیك به ده سال هنر كارگردانی فلیپ هم رشد كرده باشد و كاش ویدئوی جدید گروه در حال و هوای نیمه دوم ویدئوی قبلیش اش باشد.

اگر در Facebook هستیدصفحه رسمی مونسپل را لایك كنید!به غیر از پیگیری اخبار آلبوم جدید ، تا آخر ماه می توانید هر سوالی كه درباره گروه دارید بپرسید و جوابتان را از اعضای گروه بگیرید!
و این هم صفحه من ، تا با هم آسان تر در ارتباط باشیم.

جاودان باشید ، زیر جادوی ماه.

ادامه مطلب
نظر نظر دوستان